خدا    عشق    حقیقت


سریال کره ای جومونگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

ناسپاسی

به نام خداوند بسیار بخشنده و بسیار مهربان 

 

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد

که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد 

 

سلام 

 

انشاالله که حالتون خوب باشه- ممنونم که این چند وقته تنهام نذاشتین 

 

چیکار می کنید- می دونم دلتون واسم تنگ شده(اعتماد به نفس رو می بینید)  

 

واقعا درس نخوندن سخته! 

تمام وقتم پر شده 

 

اینقدر غر غرو شدم(مثل پیرزن ها) 

 

یادتون نره برام دعا کنید  

 

اگه نبودم - بهم سر بزنید خیلی خوشحال می شم. 

 

همتون رو دوست دارم و به خدا می سپارمتون.

 

 

+ نوشته شده در شنبه 4 آبان ماه سال 1387ساعت 9:20 PM توسط رقیه نادری | 9 نظر

سلام

به نام خداوند بخشنده ی مهربان 

 

برای اینکه بگویی:"سلام"!

باید دلی مهیا و زلال و درست داشت

برای اینکه بگویی:"بیایید برای دمی و درنگی با هم باشیم"

باید که سینه ای صاف و دستی پاک و روحی آبی داشت 

برای اینکه بگویی:"دوست بداریم و دوستی کنیم" 

باید که خود دوست 

باید که خود عشق شد. 

برای آنکه بگویی : "هستی و باشی" 

باید که خود او باشی..... 

ای عشق 

ای دل دل شدن و نبودن 

 با ما یگانه باش! 

 

مرحوم حسین پناهی

+ نوشته شده در سه شنبه 30 مهر ماه سال 1387ساعت 3:16 PM توسط رقیه نادری | 0 نظر

بازگشت دل

بسم الله الرحمن الرحیم

 میلاد با سعادت آقا علی اکبر علیه السلام و روز جوان رو به همه تبریک می گم

چرا همه فکر می کنند این یک پایان است در حالی که این جز آغاز راهی نفس گیر نیست؟ دلم همین حوالی بود. گاهی می دیدمش، گاهی هم نمی دیدمش. طول کشید تا بفهمم که آن قدر پر از غبار شده که باید طوفانی بیاید تا همه چیز پاک سازی شود. خدا نشست پای حرف های دلم. دلم دوست داشت خدایی شود. از اول ساخته بشود. خدا به من گفت: کشتی بساز! از دستورش حیرت کردم. کشتی در دل کوچک من، در همین دل که می گویند مال هر کس به اندازه مشت دست خودش است؟ اما فرمان، فرمان خداوند بود. خوب یادم است، آن روزها دلم از اشتیاق می لرزید و با من حرف می زد: چه قدر خوب که من هم برای خودم کشتی دارم. یک کشتی پر از خوبی ها. خوبی هایی که تو از گوشه و کنار من جمع می کنی. ما بقی، هر چه در من هست باید ویران بشود. من با اشتیاق کار می کردم. چرا که همواره منتظر ساحل نجاتی بودم که خدا به من وعده داده بود. آن ساحل گرم و گرما بخش با شن ها ی نرم و کشتی ایمان من، که قرار بود روی این شن ها فرود بیاید. و سرانجام آن لحظه فرا رسید. نمی دانم درست چه بر سر دلم آمد. انگار چیزی از ته دلم جوشید و گریه کرد. همه جا طوفان بود؛ آب بود. آب برای شستشوی ناپاکی ها، زشتیها و تیرگی ها. من فکر می کردم دلم دارد خون گریه می کند. دل کندن از عادت ها ی گذشته چندان آسان نبود. من پیامبر بودم، پیامبر خانه دلم.با کشتی ام در این دل طوفان زده حرکت می کردم و همواره چشمم به ان افق دور بود که حالا هر چه می گذشت نزدیک تر و امید بخش تر می دیدمش.شوری بر پا بود. تمام خوبی ها در کنارم بودند. خوبی هایی که آنقدرها نبودند ولی چه خوب بود که همان ها هم بودند. دل طوفانی ام آرام شد. همه آب ها فروکش کرد. همه جا بوی مست کننده باران می امد. ساحل امن خدایی ام را دیدم که روی یک کوه بنا شده بود. شکل یک قله بود، قله بلندی که او هم مثل من از اشتیاق می لرزید. کشتی من دوست داشت فرود بیاید، روی همین کوه، روی همین قله. چه قدر حیرت انگیز که من هم در وجود خودم کوه جودی داشتم. چقدر خوب که بالاخره پاهای من هم روی این شن نرم، اما محکم گذاشته می شد. چه قدر خوب که من وظیفه پیامبری ام را در حق دلم تمام کرده بودم. من اولین جوانهای روی زمین تازه دلم را وقتی دیدم که اشک ریختم. اشک شوق، اشک سپاس، آن موقع که زانوانم لرزید و با زانو روی زمین آمدم، سجده شکر به جا آوردم و اشک ریختم. وای باورم نمی شد! من داشتم سبز می شدم. بوی بهار می آمد. خدا بزرگ در خواست توبه ام را پذیرفته بود.

نویسنده: هاجر زمانی منبع:ماهنامه نسیم وحی

خدا بخواد فردا شب حرکت می کنیم که بریم قم(حرم حضرت معصومه (ع) و مسجد جمکران)

شما نیت کنید منم از آقا می خوام دعامون کنند.

این پیام کوتاه رو یه جا خوندم  گفتم شاید شما هم خوشتون بیاد:

خدایا! سینه ام را بگشای که دردهای تمام عالم را در آن جای دهم.

حتی درد محکوم شدن به گناه ناکرده ام را!!

 





+ نوشته شده در چهارشنبه 23 مرداد ماه سال 1387ساعت 10:16 PM توسط رقیه نادری | 22 نظر

میلاد نور ۳

بسم الله الرحمن الرحیم

 


 

سالروز ولادت سید الساجدین ، امام العارفین حضرت زین العابدین (ع) بر همه ی شیعیان جهان مبارک باد   


 

امام سجاد(ع) :
سه چیز سبب نجات مؤمن است :

بازداشتن زبان ازغیبت مردم

مشغول کردن خودش به آنچه که برای اخرت و دنیایش سود دهد

گریستن طولانی بر گناهانش

زمخشری می گوید :
"  زمانی علی بن الحسین علیها السلام به قصد وضو گرفتن دستش را در آب فروبرد ، در همان حال سرش را به سوی آسمان و ستارگان بلند کرد و در آنها به تفکر پرداخت ، زمانی دراز گذشت، صبح دمید و مؤذن اذان گفت و هنوز دست امام در آب بود."

" آن حضرت را که اهل سجده بود و آثار آن بر پیشانیش آشکار بود، " ذوالثفنات " می گفتند. "

یکی از دلایل شهرت و محبوبیت آن حضرت نزد مردم، انتشار جملات زیبا و گرانبار در قالب دعا بود که همگان را به خود جذب می نمود. این دعاها در کتابی به نام صحیفه سجادیه که به آن زبور آل محمد نیز می گویند گرد آوری شده و مشتمل بر دقیقترین مسائل توحیدی، عبادی، اجتماعی و اخلاقی است.

امام سجاد(ع) در سراسر صحیفه سجادیه، هدف نهایی تربیت را خدای متعال، معرفی می کند و در تمام دعاها، مخاطب را با زبان دعا و مناجات به آن حقیقت یکتا راهنمایی می کند. امام(ع) با محور قراردادن خدا در دعاهای مختلف، به ما می فهماند که محور زندگی انسان در تمام شؤون آن، باید خدا باشد و منظور از این محور و هدف بودن خدا، همانا حضور خداوند در متن زندگی است. اساسا نقش هدف نهایی در مسیر زندگی، چیزی جز استمرار حضور و احساس آن نیست. همچنین حضرت(ع) راه های ارتباط انسان با خدا را قرب،عبادت، حیات و... بیان نموده است.

+ نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد ماه سال 1387ساعت 10:31 PM توسط رقیه نادری | 2 نظر